۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه
توجه کردید که آقای موسوی زمان راهپیمایی بعدی رو تو بیانیه اخیرشون مشخص کردند؟
۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سهشنبه
برمیخیزم!
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
من الان نت رو ول میکنم میرم 1 نفر رو روشن می کنم
خداحافظ دوستان
۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه
خانواده زندانيان نبايد نااميد شوند، آزادشدگان و قربانيان شكنجه ها و تجاوزها و مبارزان، نيازمند روحيه بخشي و اميد هستند
به نقل از آقای بابک داد
معروف است شيطان،ابزار و اسباب تسلط بر آدميان را به فروش گذاشت! ابزار شهوت، خشم، دروغ،و...! مي گويند گرانترين ومؤثرترين ابزار شيطان در آن بازار مكاره،«افسردگي و يأس» بود! شيطان گفت:«نا اميد كردن آدمي، آخرين و مؤثرترين حربه من است!» ديشب از يكي از مأموران كه مدام تهديدنامه برايم ايميل مي كند،مجددا" كلي فحش و ناسزا و تهديد دريافت كردم.تهديدهايش مهم نيست.اما چيزي نوشته بود كه مرا به فكر فرو برد. چند روز است دوستاني در فيس بوك صفحه «حمايت از بابك داد» ايجاد كرده اند. نه براي حمايت از «شخص داد»،بلكه براي «حمايت از آزادي بيان او» و اشخاصي كه براي بيان حقيقت، ناگزير مي شوند براي حفظ جان خود و خانواده شان، ترك خانه و كاشانه و وطن كنند. صفحه اي با اين آدرس: www.facebook.com/group.php?gid=123300322650 آن مأمور در ايميلش به عدم استقبال مردم از عضويت در اين صفحه و اقدام حمايتي، اشاره اي كرده و كنايه اي زده و نوشته بود:« فقط ١٦٠٠ نفر؟ براي همين ١٦٠٠نفر حامي! جون خودتو كف دستت گرفتي؟ ديدي شما توي اقليت هستين؟ باورت شد؟» راستش اعتراف مي كنم او با اين «ترفند شيطاني»،توانست مثل يك بازجو مرا نااميد كند، يا حداقل ساعتي مرا به فكر فرو ببرد! راستي «آزادي بيان» اشخاص همين تعداد حامي دارد؟ نكند با همين ترفندها، دوستان دربند يا خانواده هاي آنان را به نااميدي برسانند و آنها را بشكنند؟ من بطور مطلق،«هيچ» براي تحقير شخص خودم توسط آن مأمور شيطان صفت ناراحت نشدم. اما ترفند شيطاني نظام يعني «نا اميد كردن» بدجور مؤثر است. اين را گفتم كه تأكيد كنم «اميد»، تنها نياز اساسي اهالي جنبش سبز است و «يأس»، سم مهلك آن است. خانواده زندانيان نبايد نااميد شوند، آزادشدگان و قربانيان شكنجه ها و تجاوزها و مبارزان، نيازمند روحيه بخشي و اميد هستند. ما بايد راه را بر چيرگي دلسردي و يأس بر خود و خانواده زندانيان و قربانيان ببنديم. راستي چرا ما مردم براي حمايت از زندانياني كه براي دفاع از حق و رأي ما، اسير شده اند و شكنجه مي شوند، به «افطار خانواده زندانيان» پشت ديوارهاي اوين نپيونديم؟ چرا آنجا «افطار ميليوني» برپا نكنيم؟ بگذار ننگ باتوم زدن به روزه داران هم در پرونده نظام ثبت شود. بگذار روزه مان را با باتوم افطار كنيم، اما خانواده زندانيان را دلگرم و اميدوار كنيم.چرا ما مردم پنجشنبه ها به بهشت زهرا نرويم و مزار شهيدان سبزكفن را غرق دسته هاي گل نكنيم؟ چرا شنبه ها، به «مادران داغدار» در پاركها سر نزنيم؟ چرا از يك كليك ساده روي پتيشن هاي اعتراضي و سايتها و گروههاي حمايت از زندانيان و مبارزان دريغ مي كنيم؟ آيا مي دانيد كودتاچيان از اين حمايتهاي شما و بودنتان به زانو درخواهند آمد؟ آنها دارند پتيشن مصنوعي «تقاضاي محاكمه موسوي و كروبي» را به دنيا ايميل مي كنند! نكند ما هدف را فراموش كنيم و نااميد شويم. يادتان باشد آخرين ترفند شيطان،«نااميد كردن» آدمي است. خدا نكند شيطان بتواند نااميدمان كند! وگرنه اين ديكتاتورها، نسل آزاديخواهي و حق طلبي را در اين سرزمين از ريشه مي خشكانند.«مهدي» قرباني نااميدي از احقاق حقش در اين حكومت است. داروي او و ما و فعالان و خانواده هاي زندانيان و اسباب پيروزي جنبش سبز ما، فقط «اميد» است. آن «مأمور موظف!» و ايميل تحقيرآميزش، «عدو»يي بود كه «سبب خير» شد از ضرورت اميد بيشتر بنويسم.يا حق
http://babakdad.blogspot.com/2009/08/blog-post_23.html
۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه
آدرس وتلفن سینماهای اکران کننده فیلم بهمن فرمان آرا-خاک آشنا-

خاک آشنا اکران شد تا دیر نشده بشتابید | |||||||||||||||
| |||||||||||||||
۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه
آنان که رفتند کاری حسینی کردند، آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیند
نویسندها، فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و هر کس که ضریب هوشیش از سوسک بالاتر و نسبت به مسائل سیاسی حساس باشه
دستگیر شده و تو زندونه، یا فراریه یا در حبس خانگیه
آدمهای معروف و شناخته شده وضعشون اقلاً بهتره که سر از کهریزک در نمیارن و اگر اون تو کشته بشن خیلی صدا میکنه، ولی اینهمه جوون گمنام تو زندونن، یا کشته شدن و هیچکس اسمشون رو هم نمیدونه. همین آدمهای معمولی که جونشون رو گذاشتن کف دستشون و تو خیابونها یا بازداشت گاههای استاندارد! کشته شدند، مادرهای همه این جوونها که عزیزترین قسمت زندگیشون رو دادن، اینها اون کاری رو کردن که هیچ جور نمیشه روش ارزش گذاری کرد، و همه ایرانیها، مدیون اونها هستن
همه ایرانیهای مشروطه خواه که به ستار خان افتخار میکنن، همه ایرانیهای ملی گرا که پیرو مصدق هستن، همه ایرانیهای چپ که جزنی ها و گلسرخیها دادن همه ایرانیهای که سال ۵۷ برای جمهوری اسلامی انقلاب کردند و حالا میبینند که نه از اسلامیت چیزی مونده و نه از جمهوریت، اونهایی که سردار همتها و سردار باکریها رو دیدن اونها که با هر ایدئولوژی دلشون برای
این مملکت میتپیده،مدیون هستن
ما همه مدیونیم و باید هر کاری که میتونیم بکنیم
منبع:http://arashsobhani.blogspot.com/


